احزاب،چرخ دنده توسعه سیاسی

شناسه خبر: 156149 سرویس: توسعه ، سیاست ، اجتماعی ، گوناگون جمعه ۱۴ دي ۱۳۹۷, ۴۱ : ۱۵ : ۰۰
احزاب،چرخ دنده توسعه سیاسی
احزاب سیاسی در تاثیر گزاری بر قدرت و ایفای نقش در عرصه سیاسی و اجتماعی (مشارکت سیاسی) در حکومتهای دموکراتیک و مردم سالاری نقش ویژه و مهمی دارند.
۵۵آنلاین :

 

 

سید محمد حسین کاظمی

 

دانشجوی علوم سیاسی

 

امروزه احزاب یکی از ضروریات زندگی جوامع بشری در دوره مدرن محسوب می‌شوند،به‌طوری که یکی از مؤثرترین نهاد های موجود بر روندهای تصمیم گیری و اجرائی کشور و به عنوان حلقه رابط میان مردم و حاکمیت سیاسی هستند.در جوامع و نظامهای سیاسی کنونی تقریباً هم اندیشی کاملی نسبت به ضرورت تحزب وجود دارد و از احزاب بعنوان چرخ دنده های توسعه سیاسی یاد می‌شود.آنها از یک سو مدافع حقوق مردم و احراز کننده حقوق مردمند و از سوی دیگر به اصطلاح مدعی قدرت هستند و در مجموع می کوشند رابطه سالم تر و انسانی تر میان قدرت و مردم برقرارکنند.

احزاب سیاسی در تاثیر گزاری بر قدرت و ایفای نقش در عرصه سیاسی و اجتماعی (مشارکت سیاسی) در حکومتهای دموکراتیک و مردم سالاری نقش ویژه و مهمی دارند.

چون هر چقدر مشارکت سیاسی در جامعه ای بالا باشد نشان دهنده مدنی بودن و دموکراتیک بودن آن جوامع است.

یکی از چالش‌های اساسی و بنیادی در کشور عدم توسعه سیاسی است. شاید به جرات بتوان گفت که بخش مهم و اعظم مشکلات و بحران‌های موجود در کشور از همین نقطه سرچشمه می‌گیرد. 

عقب‌ماندگی سیاسی، خود به تنهایی به مولفه‌ها و اجزا مختلفی تقسیم می‌شود که وضعیت هر یک بر وضعیت کلی سیاسی در کشور اثر گذار است.عدم ریشه‌یابی و فعال نبودن احزاب سیاسی و نهادهای سیاسی در جامعه بخش دیگری از عقب‌ماندگی و انحطاط جامعه ما را نشان می‌دهد. در جهان معاصر جوامع سیاسی که از آن تعبیر به دولت‌ها می شود، یکی از نشانه‌های ثبات و پیشرفت‌شان وجود و شکل گیری احزاب و جریان‌های سیاسی و مدنی است. هر جامعه‌ای که در آن شور و نشاط سیاسی در قالب فعال بودن احزاب سیاسی به چشم دیده نشود، آن جامعه را می‌توان جامعه‌ای راکد و فاقد توسعه سیاسی تلقی کرد. بالعکس در هر جامعه‌ای اگرنشاط و شور سیاسی وجود داشته باشد، آزادی سیاسی و شکل گیری نهادهای سیاسی بدون مانع تحقق می یابد، چنان جامعه و کشوری را می‌توان جامعه آزاد و دموکراتیک یاد نمود که به توسعه سیاسی دست یافته است.

پرسش های مهمی که در اینجا باید به دنبال پاسخ آن ها گشت عبارتند از اینکه،حزب چیست؟مهم ترین کارکرد های احزاب سیاسی چیست؟احزاب سیاسی چه نقشی بر توسعه سیاسی کشور دارند؟

به طور کلی در یک تعریف جامع، حزب سیاسی را می توان چنین تعریف کرد:« حزب یک گردهمائی پایدار گروهی از مردم است که دارای عقاید مشترک و تشکیلات منظم اند و با پشتیبانی مردم برای بدست آوردن قدرت سیاسی از راههای قانونی مبارزه می کنند.»

حال باید به مهمترین کارکرد های احزاب سیاسی بپردازیم،که از این قرارند:

1ـ احزاب می توانند به عنوان ابزاری برای استخدام سیاسی  و مجرائی برای اعمال فشار از پائین به بالا عمل کنند.

2ـ احزاب فرصتهایی را برای تشکیل ائتلافهایی از صاحبان منافع قدرتمند سیاسی به منظور حفظ و تداوم حکومت فراهم می‌آورند.

3ـ احزاب نقش بسیج کننده دارند، می توانند مردم را بسیج نمایند یا در پروژه های همیاری در سطح ملی شرکت کنند.

4ـ احزاب سیاسی بعنوان نهادهای ضروری برای حفظ  ثبات سیاسی در نظر گرفته می‌شوند. هانتیگتن با الهام از دوتوکویل یاد آورمی‌شود، کل نظام سیاسی موقعی کار آمد است که از درجه بالای نهادینگی برخوردار باشد وی معتقد است از آنجائی که نیروهای جدید اجتماعی، که طی فرایند نوسازی به وجود آمده اند، خواهان مشارکت سیاسی در سطح گسترده هستند لذا ثبات جامعه در گرو جذب این سطح فزاینده از مشارکت سیاسی در سطح گسترده هست. احزاب می توانند به شکلی سازنده و مشروع به عنوان ابزارهای نهادی اصلی برای سامان دهی این مشارکت سیاسی عمل نمایند.

5ـ برخورد و انتقاد از حکومت و سعی در جلوگیری از انحراف حکومت اکثریت از معیار های ارزش و مصالح ومنافع ملی با نظارت دائم.

6ـ بالا بردن ضریب صحت تصمیم گیریهای سیاسی و سیاستگذاریهای راهبردی و کاهش احتمال خطا با افزایش مشارکت و تضارب آراء  در سطح نخبگان و عموم جامعه.

مطالعه نظریات متفکران ومتون مربوط به احزاب وتـوسعه سیاسی، نشان می دهـد که احزاب سیاسی به شیوه های مختلف قادرند توسعه سیاسی و در نهایت ثبات ملی را فراهم آورند. احزاب به پنج شیوه قادرند موجبات توسعه سیاسی و ثبات ملی را فراهم آورند. این پنج طریق عبارتند از:

1- احـزاب و مشارکت سیاسی

2- احزاب و مشروعیت نظام حکومتی

3- احزاب و یکپارچگی و انسجام ملی

4- احزاب و مدیریت منازعات

5- احزاب و جامعه پذیری سیاسی

 

1- نقش احزاب در زمینه مشارکت سیاسی:

مشارکت سیاسی عبارت است از میزان بهرمندی افراد جامعه از حق خـود بـرای دخالت در مسائل و تصمیم گیریهای سیاسی ، که این میزان برای افراد مختلف، متفاوت است . ثبات هر جامعه سیاسی به رابطه سطح مشارکت سیاسی با سطح نهادمندی سیاسی آن جامعه بستگی دارد. در صورتی ثبات سـیاسی جـامعه حفظ می شود که به موازات افزایش مشارکت سیاسی، پیچیدگی ، تطبیق پذیری و انسجام نهادهای سیاسی جامعه نیز فزونی گیرد. در واقع این احزاب هستند که به مهمترین ویژگی سیاسی یعنی مشارکت، می پردازند.

نکته دیگـری که در بـاب نقش احزاب در مشارکت سیاسی حائز اهمیت است این مطلب است که وجود یک مجلس منتخب بـدون وجـود احزاب در جامعه، نمی تواند نـشانه ای از تـوسعه سیاسی و دمـوکراسی بـه شـمار آید. در واقع انتخابات بدون احزاب، وضع مـوجود جـوامع را تهدید می کند و بدین طریق انتخابات آلت دست محافظه کاران قرارمی گیرد تـا بـه ساختار و رهبری سنتی ، مشروعیت مردمی صـوری بدهند. این درحالی است که درانـتخاباتی که هـمراه با احزاب برگزار می شـود، سـازوکاری برای بسیج سیاسی در یک چارچوب نهادی فراهم می شود. احزاب سیاسی مانع از انحراف مـشارکت سـیاسی به سمت راههای ناهنجار شـده و آن را بـه طـرف انتخابات کانالیزه مـی کنـند. از این رو هرچه احزاب سـیاسی شـرکت کننده در انتخابات نیرومندتر باشند، آرای بیشتری کسب می شود. دریک نظام سیاسی درحال نوسازی و توسعه سـیاسی، ثـبات سیاسی به توانایی احزاب سیاسی بـستگی دارد، ویک حـزب در صورتی تـوانایی دارد که از پشـتیبانی نـهادینه شده مردم برخوردارباشد. بـنابراین، توانایی ، بیانگرمیزان پشتیبانی مردم و سطح نهادینه شدن آن می باشد. یک حزب سیاسی در صورتی دارای قدرت نهادی اسـت که پس از کنـاررفتن یا فوت بنیانگذاریا رهبر فرهمند آن، بتواند هـمچنان بـه بـقا وقـدرت خـود ادامه دهد. بـعد دیگـر توانایی نهادی احزاب، بستگی به این دارد که فعالان سیاسی و مسئوولان حزبی، چه اندازه خود را وقف حـزب مـی کنـند، ویا اینکه برعکس تا چه حد از حزب بـه عـنوان ابـزاری در جـهت اهـداف خـود استفاده می کنند.

 

2- نقش احزاب درایجاد مشروعیت:

مراحل اولیه توسعه حزب تقریبا همیشه با مساله مشروعیت بخشیدن به اقتدار همراه است. اولین وظیفه حکومت حزبی در کشوری که اقتدار سلطنتی، الیگـارشی اریستوکراتیک ، بوروکراسی استعماری یا یک حکومت نظامی را کنار زده، این است که برای کسب پشتیبانی مردمی جهت حکومت و نظام حکومتی جدید، مبانی مشروعیت دهنده جدیدی پیدا کند. اگر حکومتهای استعماری ، حاکمیت خود را بر مبنای کارآیی و نظم تـوجیه مـی کنند ، و اقتدار سلطنتی، این کار را براسا س مذهب و طول عمر می کند و حکومت نظامی بر مبنای شجاعت یا فرهمندی رهبران خود انجام می دهد، یک حکومت حزبی در پی توجیه و تقدیس خود همچون یک حکومت مردمی اسـت.

مـراحل اولیه برای نظامهای حکومتی جدید بسیار مساله ساز است، زیرا تعداد مشارکت کنندگان و شمار افرادی که باید قواعد مشارکت سیاسی را بیاموزند، بسیار بیشتر از نظامهای سـیاسی دیگـراست. بنابراین، مشکل بیش از آن که به خـاطر تـحولات سریع اقتصادی و اجتماعی باشد، به خاطر آن است که ایجاد نظام سیاسی جدید، الگوهای مشارکت سیاسی جدید را نیز به همراه می آورد. در نتیجه اگر رهبران کشـور نـتوانند با تکیه بر نـهادهای سـیاسی مدرن ( احزاب) موج پشتیبانیهای مردمی را در کانا ل نهادهای مناسب قرار دهند و سازوکاری نهادی برای تضمین تداوم ان پیدا کنند، ممکن است این موج پشتیبانی به همان سرعتی که موج گرفته، به همان سرعت نیز فـروکش کنـد. این امر بویژه در مواردی بیشتر اتفاق می افتد که رهبر فرهمند جامعه فوت کند و یا جامعه با مشکلات متعدد اقتصادی و اجتماعی که خاص جوامع انقلابی و در حال گذار است ، روبرو شود. در این گونه موارد حـزب مـی تواند بـا پذیرش چارچوبها و نهادهای قانونی و فعالیت در آن چارچوبها و نهادها، مشروعیت را از شخص رهبر و حتی حزب به کل نظام سیاسی منتقل کنـد.

 

3-نقش احزاب در وحدت و انسجام ملی:

یکپارچگی ملی دلالت بر توانایی دولت بـرای کـنترل سـرزمین تحت حاکمیت خود و همچنین مجموعه ای از رفتارهای مردم نسبت به کشور یا ملت دارد که معمولا تحت عنوان وفـاداری، اتـحاد، ارجحیت دادن ملاحظات ملی نسبت به ملاحظات محلی یا فرقه ای خوانده می شود. در جـوامع در حـا ل تـوسعه بر اثر نوسازی، تحولات اجتماعی واقتصادی باعث تزلزل علایق و پیوندهای سنتی ودر واقع سست شدن اقـتدار سنتی می گردد. در واقع جنگی بین سنتها و ارزشهای جدید در می گیرد، به گـونه ای که ارزشهای جدید، مـبانی سـنتی همبستگی و اقتدار را به ستیزه می خوانند و این زمانی پدید می آید که هنوز مهارتها، انگیزها و امکانات جدید پدید نیامده اند و همبستگیهای جدید شکل نگرفته اند. فروریختن نهادهای سنتی، ممکن است آشـفتگی روانی و ناهنجاری به بار آورد ، اما در صورت وجود بسترهای سیاسی مناسب همراه با نهادهای سیاسی، احتمال بروز ناآرامی کمتر می شود.

درکل گرچه ممکن است در کشورهای در حا ل توسعه، در گامهای اولیه، احزاب نـقشی ویـرانگر و تفرقه افکن داشته باشند وبه صورت جناحها و باندها و دسته بندیها ظاهر شوند، اما همین که به صورت احزاب نیرومندی توسعه یافتند، به شیرازه ای توانا برای پیوند یک گروه اجتماعی بـه گـروههای اجتماعی دیگر تبدیل می شوند و بنیاد جدیدی را برای وفاداری و هویت ملی پی می ریزند که گسترده تر و فراگیرتر از گروهبندیها و دسته بندیهای محلی است.

سرانجام این که در دو بعد مـی تـوانند به ایجاد انسجام و وحدت ملی کمک نمایند: اول با عرضه نهادها و آرمانهایی که برای کل مردم یک جامعه ارزش و جذابیت داشـته بـاشد و آنـها را به دور یک محور گرد آورده و وحدت ببخشد. دوم کمک به یافتن و ایـجاد آن ترتیبات نهادی که مذاکره و کانالهای ارتباطی نامحدود را تشویق کرده و از این طریق، رهبران سیاسی و نمایندگان منافع متفاوت را بر سـر جـای خـود نگه دارند و روند تجمع و بیان منافع متضاد را تسهیل کنند.

 

4-نقش احـزاب در مـدیریت منازعات:

نقش حزب در مدیریت منازعه، به عوامل و متغیرهای زیادی بستگی دارد؛ برای مثال ممکن است شکافهای اجـتماعی مـوجود در یـک جامعه آن چنان بنیادی و شدید باشد که مصالحه آمیز کردن و از پنهان به آشـکار در آوردن مـنازعات بـرای حزب، بسیار مشکل شود. گرچه شکافهای اقتصادی و اجتماعی نقش بسزایی در بی ثباتی جامعه دارنـد، در عـین حـال شکافهای ایدئولوژیک و بحرانهای هویتی، بیشتر احزاب را رقیب یکدیگر کرده وضد سیستم می سازند. بـر ایـن اساس می توان گفت که احزاب ایدئولوژیک، کمتر از احزاب پراگماتیک قادر به مـدیریت مـوثر مـنازعات هستند. گرچه این قاعده مطلق نیست.

از دیگر عوامل مهم در چگونگی مدیریت منازعه احزاب، کـیفیت رهـبری حزب سیاسی و یا به بیانی دقیق تر، مهارتهای رهبری حزب است. برای درک و فـهم تـاثیرات اجتماعی حزب بر مدیریت منازعه، داشتن اطلاعاتی در مورد شیوه رهبری، میزان تحمل سیاسی، میزان اعـتماد و درجـه توانایی در ارزیابی واقعی از رفتار دیگران، بسیار اساسی است . سابقه و تجربه رهبری حـزب در بـرخورد بـا منازعات نیز امری مهم است. در کل در کشورهایی که سابقه استبدادی دیرین، کودتا، منازعات زیاد در گـذشته، اعـدام، بـازداشتهای وسیع سیاسی، جنبشهای زیرزمینی و. . . دارند ، شکل گیری احزاب گامی در جهت دموکراسی و حـل مـنازعات به شیوه مسالمت آمیز می باشد.

میزان انطباق پذیری حزب از دیگر عوامل تاثیرگذار بر مدیریت مـنازعه اسـت. هر چه حزبی بازتر باشد، آسیب پذیری زیادتری در برابر منازعات داخلی خـواهد داشـت، اما در عین حال، همین احزاب، با نـفوذ در سـطوح مـختلف محلی و منطقه ای وپذیرش اقلیتهای قومی و نخبگان مـخالف ، امـکان ایجاد رضایت مندی برای گروههای مختلف و همچنین ایجاد فرصتهایی برای حل مجادلات در پایـین تـرین سطح سیستم را فراهم می کـنند. هـر قدر کـه مـجادلات در سـطح محلی و واحدهای محلی حزب حل شـود، مـیزان باری که برای حل مجادلات به حزب ملی و حکومت ملی وارد می شـود، کـاهش می یابد.

 

5-نـقش احـزاب در جـامعه پذیـری سـیاسی:

هر سیستم سـیاسی بـرای تضمین، بقا و ادامه موثر کارکرد خود، ناگزیر است که ارزشهای سیاسی و همچنین هنجارهایی را تحت عنوان قـاعده بـازی پی بـریزد و به افراد تازه وارد انتقال دهد.افراد باید ارزشها و هنجارهای سیاسی را بیاموزند و آنها را درونی سـازند، چرا که در غیر این صورت بی نظمی به وجود خواهد آمد.

احزاب صرف نظر از نوع، نه فقط ابزاری برای جمع شدن نخبگان، بلکه مهمتر از آن ابزاری هستند برای جامعه پذیری و آمـوزش سـیاسی که به عادات و رفتارها نسبت به حکومت شکل می دهند. جامعه پذیری سیاسی برای یک نظام سیاسی از سه لحاظ حائز اهمیت فراوان است: اول اینکه از نظر یک حکومت ، می تـوان جـامعه پذیری سیاسی موثر را به مثابه جانشینی برای اجبار به صورت ابزار حفظ روابط قدرت طبقه حاکم به کار برد. دوم اینکه جامعه پذیری سـیاسی مـوثر را می توان به مثابه ابـزار بـسیج توده ها برای تامین هدفهای خاص طبقه حاکم به کار برد که در غیر این صورت تامین آنها مشکل می بود. سومین کارویژه جامعه پذیـری سـیاسی برای یک نظام سـیاسی ایـن است که علاوه بر حفظ روابط طبقاتی خاص، خود باز تولیدی از این روابط است و در راه تثبیت و تحکیم آن می کوشد.

جامعه پذیری سیاسی در مورد کشورهای در حال توسعه که در آن ها فاصله نسل ها زیـاد اسـت اهمیت فراوانی دارد.


منبع : 55 آنلاین
اشتراک گذاری

نظرات

دیدگاه‌های شما پس از تایید ناظر منتشر می‌شود.
متون غیرفارسی و پیام‌های حاوی توهین، تهمت یا افترا تایید نخواهد شد.

انصراف

دیدگاه 55

بیشتر

فرصت مغفول برای جذب گردشگران ترکیه‌ای

نکته اتکای ما در این بحث، وجود مقبره ملکشاه سلجوقی و خواجه نظام الملک توسی در اصفهان است که ظاهرا در حالت نیمه تعطیل است. اما این دو مقبره چه ارتباطی با ترکیه دارند؟

فضای مجازی ،فرهنگ سازی یا محدودیت

آیا استفاده از فضای مجازی و اینترنت نیاز به فرهنگ سازی دارد؟

اخبار ویدئویی

بیشتر

ویدئو: دو قطار مسافربری در هند شاخ به شاخ شدند

ویدئو؛ مدیرعامل ویز و کاربران ایرانی

خبرها

بیشتر

خبرهای دیگر